تبليغاتX
پاپیون مشکی

گر يک شب رفتم بگوييد به ديدارم نيايد

تمام ازارش را از ياد بردم

تمام اشکهايم را ريختم

به اميد اينکه تا زنده ام به ديدارم بيايد

ولي چه شد ؟ من ديگر نيستم

بود و نبود او ديگر چه فرقي دارد

جه فرقي دارد که به ياد من باشد يا نباشد

حالا که من مثل پرنده اي ازاد مي روم

من هيچ لذتي از اين دنيا نبرده ام

فقط زجر دوست داشتن ادمهاي بي جوشش

من ازاين جهان بيزارم از اين ويترين قشنگ تو خالي بيزارم

انچنان شتابان مي روم که غصه به گرد پايم نرسد

قلب شکسته مرا به خاک بسپاريد


 

نوشته شده توسط پیام در 86/12/06 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


یادم باشه دیگه دلبسته چیزهای فناپذیر نشم

یادم باشه دیگه چشام واسه غریبه ای خیس نشه

یادم باشه سنگ بشم

دیگه نمی خوام  عشق رو از ادمای بی حقیقت گدایی کنم

نمی خوام روزهای افتابی مو با کسی قسمت کنم که اخرش تاریکی قسمتم بشه

من مثل تو نفرین کردن رو بلد نیستم

دیگه واست اشکی نمی ریزم

عشق برای بعضی ها در اغوش کشیدن تنه

تن که از تن سیر بشه عشق اونا پر میزنه


 

نوشته شده توسط پیام در 86/11/28 ساعت 0 موضوع | لینک ثابت


از تاریکی های شب می ترسم

از روزهای بی تو بودن میترسم

ان لحظه های با تو بودن کجاست

ان دستهای گرم در دستم کجاست

حقیقت را کجا دریابم

نیازم را از که خواهم

دلم رنگ خاکستری و چشمهایم خیس اشک

دستانم سرد  دور از دستهای تو

از قله ارزوهایم سقوط کردم

شمع امیدم هوایم را روشن نمی سازد


 

نوشته شده توسط پیام در 86/11/15 ساعت 16 موضوع | لینک ثابت


می دانم قبل از تمام شدن دفتر؟؟؟برگ زندگیم جوهر قلم عشق تو هم تمام خواهد شد

تو هم چند سطری بیش نخواهی نوشت

اونایی که با ادعا اومدن شکستند منو

تو که با ادعا اومدی میدونم که ویران می کنی

عاشق تو شدم فهمیدم که عشقت دگری بود

مدعی بودی که عاشق منی فهمیدم حواست جای دگری بود

مدعی بودی که عاشق منی ولی جای دگر فریاد می کردی

که شمالی ترین جای قلبت اذعان دگری بود


 

نوشته شده توسط پیام در 86/09/09 ساعت 11 موضوع | لینک ثابت


کاش می دانستی ان هوایی که تو را شکست مرا نیز می شکند

کاش می دانستی اشکی که ز فراقش ریختی ز فراقت می ریزم

امیدی که به او بستی من هم به تو بستم

تو برای من ان نباش که او برای تو بود

*      *      *      *      *      *      

عزیزم......بمان که این قلب جز برای تو نمی تپد و نمی میرد جز بی تو بودن

 


 

نوشته شده توسط پیام در 86/09/01 ساعت 12 موضوع | لینک ثابت


قمار

بیایید با هم دعا کنیم که پیوندهایمان هر روز محکم تر از قبل بشه

و دوست داشته باشیم انهایی رو که دوستمون دارن

قدر بدونیم لحظات خوبی رو که کنار عزیزانمان داریم

عشق اینجاست

صفا اینجاست

عبور از اینجا قماره

چرا به اون چیزی که داریم قانع نیستیم تا کجا می خوایم پیش بریم و چی ممکن گیرمون بیاد

من جز قمار نمی تونم اسمی براش انتخاب کنم

شما اسمشو چی می ذارین؟

 

 


 

نوشته شده توسط پیام در 86/08/11 ساعت 23 موضوع | لینک ثابت


test


 

نوشته شده توسط پیام در 86/08/08 ساعت 23 موضوع | لینک ثابت